حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2604

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ولى نوشته‌هاى او گم شده و ديگران فقط قطعاتى را از آن ذكر كرده‌اند - صفحه 76 اين تأليف - از اسم او بعضى تصوّر ميكنند ، كه ايرانى است و در اصل فيروز بوده . م . ) تمام اسنادى را ، كه اين نوع اشخاص يافتند ، به زبان يونانى ترجمه كردند . اين اشخاص ، كه اساميشان را ما ميدانيم ، اسناد را جمع كرده بنام وطنشان هديه كردند . اين مردان شايان ستايش‌اند ، زيرا از راه دانش‌پژوهى با زحماتى ، كه قابل تمجيد است ، نتيجه فكر ديگران را بدست آوردند . اشخاصى ، كه اكتشافات را پذيرفته و زحمات را قدر دانستند ، بيشتر شايان تمجيدند . از اين جهت است ، كه من بىترديد ميگويم ، تمام يونان مادر و دايهء علوم است » . در اينجا بايد توضيح دهيم ، كه مقصود موسىخورن از پادشاهان يونان پادشاهان سلوكى و بطالسه مصر است . برز كلدانى در زمان آن‌تيوخوس سوتر تاريخ كلده را بيونانى نوشت و مان‌تون ، كه تاريخ مصر را بيونانى تأليف كرده ، معاصر بطلميوس اوّل بود ( بصفحهء 74 اين تأليف رجوع شود ) . يك چيز در نوشته موسىخورن مخصوصا جلب‌توجه مىكند : او گويد « در كتب نويسندگان ملل مختلف خصوصا پارسى و كلدانى الخ » چون گمان قوى اين است ، كه موسىخورن در نيمه دوّم قرن چهارم م . تولد يافته ، پس در اين زمان يا مقارن آن كتبى بدست پارسيها نوشته شده بود ، كه در ممالك همجوار ايران از آن اطلاع داشتند و در اين كتب قسمتهائى بتاريخ يا سالنامه‌هاى ارمنستان مربوط بوده . اكنون از اين كتب اثرى نيست و شايد مقصود موسىخورن همان برز است ، زيرا از اسم او بعضى گمان ميكنند ، كه او اصلا پارسى بوده . موسىخورن ، كه از نويسندگان يونانى استفاده كرده ، اسامى نويسندگانى را ذكر مىكند ، كه كتبشان گم شده و بما نرسيده است ، بنابراين اسامى اين نويسندگان يونانى فقط از تأليف موسىخورن معلوم است و عدّه اين نوع نويسندگان را ويكتور لانگلوا در تأليفش 24 نفر دانسته ( جلد اوّل ، صفحه 386 ) . اكنون بايد ديد ، كه مندرجات كتاب موسىخورن ، بقدرى كه از اين نوع